نيارخوس
نيارخوس1 در كرت2 زاده شد، و در آمفي پوليس3 مقدونيه برآمد، او پس از 323 درگذشت. او سپاهي يوناني، و در 327 درياسالار ناوگان اسكندر در هوداسپس4 جهلم بود، كه از آن رود به سند سرازير شد و از راه درياي عربستان و خليج فارس به شوش بازگشت (325). گزارش نيارخوس از مسافرتش در اينديكاي آريان5 ضبط شده است (نك نيمهٴ اول سدهٴ دوم).
ديكايارخوس
ديكايارخوس6 اهل مسينا در سيسيل (برآمدنش در نيمهٴ دوم سده) جغرافيدان و مورخ، شاگرد ارسطو، و معاصر آريستوگزنوس بود. او نويسندهاي بسيار بامعلومات و پراثر بود، كه رسالههايي در جغرافيا همراه با يك نقشه (؟) تأليف كرد، كه قطعاتي از آنها باقي است. او ارتفاع بسياري از كوهها را، احتمالاً با استفاده از ديوپتر7 اندازه گرفت. او محيط زمين را در حدود 300,000 اِسْتاد8 تخمين زد. به تأثير خورشيد در جزر و مد توجه كرد. پژوهشهاي او پژوهشهاي اراتوستن را مهيا ساخت. او تاريخي دربارهٴ فرهنگ يونان نوشت؛ رسالههايي در سياست، ادبيات، فلسفه، مغيبات و غيره داشت، ولي تنها قطعاتي از آثارش به دست ما رسيده است.
راجع به تاريخ زمينشناسي مراجعه كنيد به يادداشت من دربارهٴ تئوفراستوس در فقرهٴ ط.
راجع به تاريخ هواشناسي (علم كائنات جو) مراجعه كنيد به يادداشتهاي مربوط به ارسطو و تئوفراستوس.
يا. كالبدشناسي، وظايفالاعضاشناسي و طب يوناني
پراكساگوراس
پراكساگوراس كوسي9 در حوالي 340 - 320 برآمد. او پزشك، كالبدشناس، و شاگرد و جانشين ديوكلس در رياست مكتب جزمي بود. او نخستين كسي بود كه آشكارا تفاوت ميان سرخرگها و سياهرگها را چنين بيان كرد كه سياهرگها حاوي خون است، در حالي كه سرخرگها فقط پر از هواست. گرماي بدن ذاتي نيست، بلكه اكتسابي است. او مطالعهٴ عميقتري دربارهٴ نبض10 انجام داد و تشخيص و آسيبشناسي موضعي را بهبود بخشيد.